زبان پیچ یا زبان پیچان چیست + مجموعه کاملی از زبان پیچ های فارسی

مقاله زبان پیچ چیست؟

آیا برای شما هم پیش آمده در ادای برخی از جملات خاص به مشکل بخورید؟ مثلاً وقتی چند حرف «ل» و «ر» در واژگان یک جمله باشد، نتوانید آن را درست بخوانید؟ در این مقاله قصد داریم مفهومی را به شما معرفی کنیم که نقش بسزایی در پیشرفت بیان شما دارد. مفهوم زبان پیچ یا زبان پیچان یا به انگلیسی Tongue Twisters. در ادامه نیز نمونه کاملی از این زبان پیچان را برای شما آورده‌ایم. با من علی حاجی پور از آکادمی گویندگان همراه باشید.

حتماً یادتان می‌آید که در کودکی، برای بازی یا مسابقه بین ما و حتی والدینمان می‌گفتند: جملاتی را پشت سر هم تکرار کنید. برنده کسی بود که موقع ادای پشت‌سرهم این عبارت‌ها زبانش گیر نکند یا تپق نزند. ما در اینجا داشتیم از زبان پیچ ها استفاده می‌کردیم.

 

زبان پیچان یا زبان پیچ چیست؟

عبارتی که برای سخت بیان شدن طراحی می‌شود. گاهی هدف از طراحی آن‌ها، گیرکردن زبان گوینده و تبدیل‌شدن آن به عبارتی خنده‌دار یا مبتذل و خنده‌دار می‌شود.

برای نمونه این بخش از برنامه جوکر را ببینید. احتمالاً می‌دانید اگر آقای میمنت اشتباه می‌کرد چه واژه‌ای تولید می‌شد!:

 

چرا ادای زبان پیچ ها سخت است؟

دلیل اصلی سخت بودن زبان پیچ این است که حین ادای آن‌‌ها، موقعیت اندام‌های گفتارتان (شامل لب‌ها، فک، زبان و …) به‌گونه‌ای تغییر می‌کند که شما نمی‌توانید هرکدام از آن‌ها را در جایگاه درست خود قرار دهید. دلیل آن‌هم این است که در زندگی روزمره شاید هیچ‌گاه پیش نیاید که اندام گفتار شما در این موقعیت‌ها قرار بگیرند. بنابراین شما نمی‌توانید آن‌ها را کامل یا پشت سر هم ادا کنید.

 

چرا زبان پیچ ها طراحی می‌شوند؟

۱.       سرگرمی

گاهی زبان پیچ ها فقط برای خنده و سرگرمی خلق می‌شوند. نمونه همان ویدئویی که از برنامه جوکر در بالا دیدید.

 

۲.       تقویت بیان

گوینده چون یک استفاده‌کننده حرفه‌ای از صداست، باید بتواند تمام زبان پیچان را به‌طور کامل ادا کند. استفاده از زبان پیچ ها باعث می‌شود که گوینده بتواند با ادای آن‌ها و قرار دادن اندام گفتارش در آن موقعیت خاص، بیان خود را تقویت کند. درنتیجه اندام گفتار او تقویت می‌شود و از تنبلی گفتار در آن موقعیت خاص بیانی نیز رهایی می‌یابد.

آقای آرش آبسالان (از اساتید بنام فن بیان ایران) نام زبان پیچ‌های طراحی‌شده را «زبان ورز» می‌گذارد. در ادامه بخشی از زبان ورزهایی که ایشان در کتابشان آورده‌اند را برای شما قرار می‌دهیم.

 

زبان پیچ چیست؟

 

نمونه‌هایی از زبان پیچ ها

در این بخش زبان پیچ های معروف را برای شما آورده‌ایم:

-دستم در دبه بود دبه درش دستم بود

-ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ

– لای رولت رنده ی لیمو رفته

– ششلیک شنسل شنسل ششلیک

– سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی

– قوری گل قرمزی

– افسر ارشد ارتش اتریش

– شیخ شمس علی در شمس آباد

– لورل روی ریل راه میرفت

– ریله رو روله روله رو ریله

– ریش شیری سیبیل شیری، سیبیل شیری ریش شیری

– به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش بوجود آمده است.

– سانجلاندرانلاردانده

– سه سیخ سوشی، سیخی شیش هزار

– زیرۀ ریزه میزه از زیر میز می ریزه

– دستِ راستِ ماستِ سُسه

– سمسار تو سمساریش پوست سوسمار داشت

– کوکتل کتلت، کتلت کوکتل

– کارل و لورل کارها رو رله کردن

 

زبان پیچ چیست؟
زبان پیچ چیست؟

 

متن‌های آقای آبسالان در کتاب جادوی گفتار

آقای آرش آبسالان در کتاب وزین «جادوی گفتار» علاوه بر تمرینات عالی در زمینه‌های بیانی، صداسازی و رفع عیوب گفتاری، تعدادی زبان پیچ (زبان پیچان) طراحی شده را برای تقویت بیان آورده‌اند. من نیز بخشی از آن‌ها را برای شما می‌گذارم. این محتوا را از صفحات ۳۹۳ تا ۴۰۴ این کتاب برگرفته‌ایم.

حتماً این کتاب عالی را مطالعه کنید. تهیه کتاب از لینک زیر:

تهیه کتاب «جادوی گفتار»

کتاب جادوی گفتار

البته قرار بود ایشان کتابی با همین نام یعنی زبان ورزها بنویسند که هنوز این کتاب منتشر نشده است.

 

چکیده‌ای از زبان ورزها

بخش اول: نمونه‌های آموزشی (زبان پیچان)

هم‌خوان‌های «س – ش – خ – ف» در متن ساختگی زیر با عمده ترکیبات کاهشی و میانه ساخته شده‌اند:

شنبه شب آبگوشت شهره شور شد

شوهرش شش شیشه ترشی را شکست

شهره گوشی را به گوشِ شوهر شهناز داد

شوهر شهناز هم از شیشه نقاشی کشید

از قضا عصمت اثابت با عصای سام کرد

عصمت و این او اسباب سوز سام شد

سام اسب سینه سرخ ساده‌ی سالار را

بست و بر بستن بسی اصرار کرد

چونکه خطاب این خطاها را شنید

خط به خط از خبطِ خطاطان نوشت:

خطِ خطاطی که خط خط، خط‌خطی‌ها را نوشت

خطِ خطابانِ خاطی خط‌خطی‌تر می‌کند

بی‌وفا فرهاد را بی‌فایده حفار کرد

فارغ از هفتاد حرفِ مفتِ مفتیِ مفنگ

فایده وافور کی دارد که طوفان می‌کند

هر که از فالی که حافظ فرخین فالش گرفت

 

بخش دوم: نمونه‌هایی (از زبان پیچ) از ادبیات فارسی

بیشتر حروف در این دو بیت به کار رفته‌اند:

تو با این حسن نتوانی که روی از حلق درپوشی

که همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیدایی

سعدی

 

اثر وصف غم عشق خطت

ندهد حظ به کسی جز به ضلال

لطف‌الله نیشابوری

 

بخش سوم: نمونه‌های کلینیکی (زبان پیچ)

به حافظه سپردن شعر زیر برای تقویت کارکرد سلسله اعصاب لب تمپرال مغز که فرمان‌ها گفتاری را صادر می‌کند، بستر تمرینی مناسب دارد. با مطالعه این شعر می‌توانید از سایر اشعار مشابه (به‌ویژه بحر طویل) نیز استفاده کنید:

مرا ترکیست مشکین موی و نسرین بوی و سیمین بر

سها لب مشتری غبغب هلال ابرو و مه پیکر

چوگردد رام و گیرد جام و بخشد کام و تابد رخ

بود گلبیز و حالت خیز و سحر انگیز و غارتگر

دهانش تنگ و قلبش سنگ و صلحش جنگ و مهرش کین

به قد تیر و به مو قیر و به رخ شیر و به لب شکر

چو آرد رقص و دزدد ساق و گردد دو نشناسم

ترنج از شست و شست از دست و دست از پا و پا از سر

(جیحون یزدی)

 

نمونه‌های (زبان پیچان) زیر کاملا موردی استثنایی در ادبیات پارسی است. بخوانید تا متوحه جذابیت‌های تمرینی آن بشوید:

پیر کی لال سحرگاه به طفلی الکن

می‌شنیدم که بدین نوع همی راند سخن

کای ز زلفت صصصبحم شاشاشام تاریک

وی ز چهرت شاشاشامم صصبح روشن

تتتراکیم و بی شششهد للبت

صصبر و تاتاتابم رررفت از تتتن

طفل گفتا مممن را تتتقلید مکن

گگگمشو ز برم ای کککم از ارزن

می‌می‌می‌خواهی ممشتی به ککله‌ت بزنم

که بیفتد مممغزت به میان ددهن؟

پیر گفتا که ووله که ممعلوم است این

به بزادم من بیچاره ز مادر الکن

هههفتاد و ههشتاد و سه سال است افزون

که گگنگ و لالالالم ببه خلاق ممن

طفل گفتا که خدا را صصد بار ششکر

که برستم به جهان از مللالو و ممحن

مممن هم گگگنگم مممثل توتوتو

توتوتو هم گگگنگی مممثل مممن

قاآنی

 

بخش چهارم: نمونه‌های تفکیکی (زبان پیچ)

مواردی که منبع نقل ندارند، جملاتی هستند که ریشه در فرهنگ عامه دارند. در مواردی پیداکردن نام سراینده میسر نشد، جای نام را خالی گذاشتم که خودتان (اگر پیدا کردید) بنویسیدو به من هم اطلاع دهید. برخی موارد هم ساختگی هستند.

 

ترکیب [پ]

پیپ پیپ کیه؟ پیپ پیپ پاپاجونی (با می‌توانید بگویید بابا بزرگ)

 

ترکیب [ج]

دجله دجله جو به جو، در پی تو چه چست‌وجو

در پی تو چه چست‌وجو دجله دجله جو به جو

(ساختگی)

 

ترکیب [چ]

بچه‌اب با چوچه‌ای رفت به چرا که هم چرد و هم چراند چوچه را، نه خود چرید و نه هم چرایید چوچه را، بگید چرا؟

 

ای چشم تو چشم و چشم ما چشم همه

بی چشم تو نیست چشم در چشم همه

چشم همه را ز چشم تو آب دهند

وز چشم تو چشمه‌هاست در چشم همه

(مولوی)

 

ترکیب [ر]

 

تیر و تبر به بر پیر تیزگر، گو تیر تیز کن، تبر از تیر تیزتر

 

ترکیب [ز]

ناز آن اندام نازت نازم ای ناز آفرین

ناز داری نازنین ای سرو نازم ناز کن

(………)

 

زیره ریزه میزه، از زیر میز می‌ریزه، زهره ریزه میزه دائم به زیر میزه، زیر میز تمیز نمی‌شه، زهره عزیز نمی‌شه

(نیمه ساختگی)

 

ترکیب [ز – گ – چ]

گزو پیچیدم، گچو بیزیدم، چاره چیه؟ پیچو گزیدم.

(نیمه‌ساختگی)

 

ترکیب [د – ز]

سه دزد رفتند پی دزدیدن بز، یک دزد دو بز دزدید و دو دزد یکی، گفت دزد دو بزی به دو دزد یک بزی: یک دزد دو بز دزدد و دو دزد یکی؟

 

ز بزدزدی دیدید دزدی، چطور دزدی ز بزدزدی بزی دزدیده باشد؟

 

ترکیب [پ – ک]

 

پنج من کشک و پنج من پشم، پنج کشک از پنج من پشم کم، پنج پشم از پنج من کشک کم!

 

ترکیب [پ – ج – چ]

پنج پرس چلو پنچ پاپاسی، چند پرس چلو پنج پاپاسی؟

(ساختگی)

 

ترکیب [خ]

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز

(حافظ)

 

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است

باد خنک از جانب خوارزم وزان است

(منوچهری)

 

ترکیب [ق – غ]

قومی غم دین دارد و قومی غم دنیا

بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند

(سعدی)

 

ترکیب [خ – ق]

باران قطره قطره همی بارم ابروار

هر روز خیره خیره از این چشم سیل‌بار

زان قطره قطره، قطره باران شده خجل

زان خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار

(سعدی)

 

ترکیب [گ]

بانگِ گُنگ گَنگ را گُنگی نه از گم گشتگیست

لُنگ لِنگ لَنگ را رنگی ز بی‌رنگی خوش است

(ساختگی)

 

ترکیب [ق – گ]

تا قلیونِ قلقلی گُرگُرِ قُل‌قُل گرفت، قوری گل قرمزی افتاد رو گل قرمز قالی

 

ترکیب [م – ل]

نه من ز بی‌عملی در جهان ملولم و بس

ملالت علما هم ز علم بی‌عمل است

(حافظ)

 

ترکیب [س]

رشته‌ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

(حافظ)

 

سربازی سَرِ بازیِ سُرسُره بازی سر سربازی را شکست.

 

ترکیب [ش]

شب شبی دیشب شبی در شهر شام آشوب شد

شیشه‌گر شا…ید و ش..شش ششصد و شش شیشه شد

 

کشتم شپش شپش‌کش شش پا را

 

ترکیب [س – ش]

شیش سیر سرشیر، سه سیر سرکه، شیش سیر سیر، سیری شیش هزار، شیش سیخ جیگر، سیخی سه‌هزار.

 

سپر عقب ماشین جلو خورد به سپر جلوی ماشین عقب.

 

امشب شب سه‌شنبه شب، فردا شب هم سه‌شنبه شب، این سه سه شب، اون سه سه شب، هر سه سه شب، سه‌شنبه شب

 

دیگر ترکیبات [س]

زلفین تو سی سرند و هر سی مستان

آن سی مستان فتاده در سیمستان

عاج است بناگوش تو یا سیم است آن

یک بوسه اگر دهی کم از سی مستان

(….)

 

ترکیبات [ت – ج – چ]

جوجه جیرجیرک جیرجیرک جیرجیر، جاجیم به بر ک جیرجیر

جادو جنبلک جیرجیر، جار و جنجالک جیرجیر

جیرجیر می‌کنه آبجی، جارو می‌کنه باجی

جنگیده چو جنگاور، جادو می‌کنه حاجی

جادوگر بی جارو، جلاد بدون مو

جراح کچل کرده، چکمه به بغل کرده

جار نکن جارچی جون، جمعه جواب نمی‌دن

با جام‌جم به جنگجو یه جفت جوراب نمی‌دن

(ساختگی)

 

تاجر تو چه تجارت می‌کنی؟ به تو چه چه تجارت می‌کنم!

 

بخش پنجم: نمونه‌های شمعکی (زبان پیچ)

متن زیر را برای تمرین با شمعک ساخته شده است:

«با بابا مامانم به کرمان آمدیم تا بم را ببینیم. راننده در راه بم، راه را گم کرد. در بیابان تنها ماندیم. مامان در اتومبیل خوابید. بابا با راننده در بیابان دنبال راه بم بود. من در بیابان که پر ریگ بود بیکار بودم. لای ریگ‌های بیابان یک لاله روئیده بود. غارغار کلاغی مامان را بیدار کرد. کلاغ پرید. من لاله را بو کردم. لاله بوی ریگ می‌داد…»

 

خوشه‌های سایشی قطعات زیر به کلماتی با ساختار خوشه‌های غیرسایشی تغییر یافته‌اند و از این منظر برای کار با شمعک مشکلی ندارند (بخش‌های داخل پرانتز پاره‌های اصلی متن هستند).

ترکیب [ر]

ای دلبر ما (مباش) ممان بی دل بر ما

یک دل بر ما (به از دو صد) بهتر ده دل بر ما

نه در بر ما نه دلبر اندر بر ما

یا دل بر ما (فرست) بیار یا دلبر ما

(ابوسعید ابوالخیر)

 

ترکیب [ق]

قیامت قامت و قامت قیامت

قیامت می‌کند آن قد و قامت

(موذن) مکبر گر ببیند قامتت را

به قدقامت بماند تا قیامت

(……..)

 

ترکیب [ک – گ]

در این درگه که گه‌گه کَه کُه و کُه کَه (شود) بود ناگه

گهی کَه کُه بگردد، گه کُهی کَه گونه گردد

(به خود غره مشو جانا که از فردا نه‌ای آگه)

 

ترکیب [م – ن]

تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم

به امیدی که (سازم) گردد مهربان نامهربان من (نامهربانی‌ها)

(…….)

 

ترکیب [ر – ل]

لورل و هاردی لوله رل را له و لورده کردند.

 

در (لرستان) لرآباد ۹ لرند و هر لری ۹ نره لر، نره لر چه نره لر؟ هر نره لر ۹ نره لر!

 

بخش ششم: قالب‌های (زبان پیچ)

یکی از کارهایی که می‌توانید انجام دهید، تغییر کلمات در ساختار واحدی است که به شکل قالب (زبان پیچان) برای کار روی ترکیبات مختلف قابل بهره‌برداری هستند. به عنوان مثال به شعر زیر که پیش از این به شما معرفی شد دقت کنید:

ای چشم تو چشم و چشم ما چشم همه

بی چشم تو نیست چشم در چشم همه

چشم همه را ز چشم تو آب دهند

وز چشم تو چشمه‌هاست در چشم همه

حا اگر به جای کلمه چشم کلمه «درد» را بگذارید و با تلفظ‌های مختلف آن بازی کنید، شعر این گونه خواهد شد:

ای دَرد تو دُرد و دَرد ما دَرد همه

بی دَرد تو نیست دُرد در دَرد همه

دَرد همه را ز دَرد تو در دَرد دهند

وز دَرد تو دُرده‌هاست در دَرد همه

 

با این لگو می‌توانید هر کلمه‌ای را در قالب بگذارید (و زبان پیچان جدیدی تولید کنید). قالب دیگری را با نمونه‌های مختلف معرفی می‌کنم:

سه میخ، سه سیخ، سه میخِ سیخ، میخی سه سیخ

سه پیچ، سه سرپیچ، سه پیچِ سرپیچ، پیچی سه سرپیچ

سه قاچ، سه چاق، سه قاچِ چاق، قاچی سه چاق

به به راحتی می‌توان فهمید قالب این نمونه به شکل زیر است:

سه اول، سه دوم، سه اولِ دوم، اولی سه دوم

با همین قالب کارهای بسیاری می‌تواند انجام داد، به عنوان نمونه، روی این کلمات کار کنید:

در محدوده‌ی [ب]: بام / بابام

در محدوده‌ی [ر]: راه / راننده

در محدوده‌ی [ج]: جا / جالی

در محدوده‌ی [ل]: لال / لول

در محدوده‌ی [ک]: کاک / کاکو

دیگر محدوده‌ها به خودتان سپرده می‌شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خرید با تخفیف ویژه!

کتاب بزرگراه گویندگی

راهنمای عملی ورود به حرفه گویندگی و دوبله
و کسب درآمد از آن
+ هدیه تست صدای جامع
+ یک و نیم ساعت ویدئوی آموزشی
قیمت اصلی 90 هزار تومان

الان فقط 27.000 تومان
نویسنده: علی حاجی‌پور
همین الان می‌خرم!
close-link